الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
123
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
ساخت . خدا محمد صلى الله عليه و آله را فرستاد در وقتى كه غالب بر مردم آن روزگار ، خطبهها و سخنان بليغ و فصيح بود - ابو يعقوب راوى گفت كه : گمان مىكنم كه آن جناب ، به جاى « سخن » لفظ « شعر » را فرمود ( يعنى : غالبِ بر ايشان شعر گفتن بود ) - پس آن جناب از نزد خدا آن قدر از مواعظ و احكام را از براى ايشان آورد كه گفتار ايشان را به آن باطل ساخت و به سبب آن حجت خدا را بر ايشان تمام گردانيد » . ابن سكيت گفت : به خدا سوگند كه هرگز مثل تو را نديدم ، پس بفرما كه امروز حجت خدا بر خلق چه چيز است ؟ آن حضرت فرمود كه : « امروز حجت خدا بر خلق ، عقل است كه به واسطهء آن مىشناسد آنكه را بر خدا راست مىگويد و او را تصديق مىكند و آنكه را بر خدا دروغ مىگويد ، مىشناسد و او را تكذيب مىكند » . ابن سكيت گفت : به خدا سوگند كه جواب حق و درست همين است . 21 / 21 . حسين بن محمد ، از مُعلّى بن محمد ، از وشّاء ، از مُثنّى حنّاط ، از قُتيبه اعشى ، از ابن ابى يعفور ، از مولاى بنى شيبان ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه : « چون قائم ما بر پا شود و ظاهر گردد ، خدا دست قدرت و رحمت خويش را بر سرهاى بندگان گذارد و عقلهاى ايشان را در آن جمع گرداند ( يا به واسطهء آن اختلاف از ميانهء ايشان برخيزد ) . و عقل هر يك به سر حد كمال رسد » . 22 / 22 . على بن محمد ، از سهل بن زياد ، از محمد بن سليمان ، از على بن ابراهيم ، از عبداللَّه بن سِنان ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه : « حجت خدا بر بندگان ، پيغمبر است ، و عقلْ حجت است در آنچه ميانهء بندگان و خدا است » . 23 / 23 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد به طور مرسل كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « ستون انسان و آنچه به آن برپا مىشود ، عقل است ، و از عقل ، فطانت و زيركى و فهم و محافظت و علم به هم مىرسد . و هر يك از اينها به واسطهء عقل كامل مىشود ، و عقل ، رهبر و محل ديدن و كليد امر اوست ( كه تمام امر او به وى روشن شود ) . پس هرگاه تقويت عقل او از نور باشد ، عالم و حافظ و ذاكر و صاحب فطانت و فهم گردد ، و به اين ، سبب چگونگى و جهت و حيثيت هر چيزى را بداند ، و هر كه او را خيرخواهى كند و هر كه به او خيانت كند ، همه را بشناسد . و چون اين را شناخت ، مجراى كار خويش و آنچه باعث پيوند و جدايى آنْ باشد ، بشناسد ( به اينكه هر چه از او سر زند و به آنچه موجب امداد و اخلال